سلام دوستاي خوبم
بذارين اول يه معرفي از خودم داشته باشم: من فرشته ، متولد سال هفتاد و يكم ،تهران، دارم ميرم سال سوم رياضي ،يه برادر دارم كه جيگر منه . . .يه اتاق دارم كه همه ي زندگيمه . . .يه عشق (مهدي )دارم كه همه ي عمرمه و يه وبلاگ دارم كه اسمش شكوه عشقه. . . .
دو سال از افتتاح اين وبلاگ ميگذره دو سالي كه من كلي دوست خوب پيدا كردم ، كلي خاطره شنيدم ، كلي درد و دل كردم ، با عشق هاي مختلف آشنا شدم ، خلاصه واقعا اين دو سال خيلي خوب گذشت.
اون اول اول كه تازه با مهدي آشنا شده بودم و عاشقش شده بودم تصميم گرفتم يه وبلاگ براش درست كنم و توش همش از خوبي هاش بنويسم.
خلاصه اولين آپم اين بود: « ورودم رو به دنياي مضخرف و مجازي اينترنت تبريك ميگم. . .اومدم كه كولاك كنم ! من فرشته ام يه عاشق دلباخته ، عاشق مهدي.»
اولين كسي تو وبلاگم نظر داد آنت بود ( www.lusian-anet.blogfa.com ( وقتي رفتم تو وبلاگش تازه فهميدم چه قدر عقبم؟! وبلاگ آنت بي نظير بود و هنوز هم هست ، از اون موقع خيلي سعي كردم اين وبلاگ بتونه وبلاگ خوبي باشه اما نمي دونم اصلا چيزي بوده كه اسمشو بشه گذاشت وبلاگ؟؟!!!
بعد از يه مدت تصميم گرفتم غير از مهدي از عشق هم تو وبلاگم بنويسم : درياي عشق ، ساحل عشق ، گل عشق ، عشق بي عشقي ، درد عشق ، . . .
آخه مي دونين ؟ شايد خيلي ها فكر كنن عشق قشنگي نداره اما از نظر من عشق زيبا ترين احساس دنياست . . .و اگه شما بتونين يك بار عاشق شدن واقعي رو امتحان كنين حتما مي فهمين من چي ميگم ، چون خودم هر دفعه كه تو چشماي مهدي نگاه مي كنم انگار تمام دنيا زير و رو ميشه ، وقتي مي خنده انگار كل دنيا دارن به روي من مي خندن . . .نمي دونم يا مهدي بيش از حد خوبه يا من زيادي عاشقم!
اين وبلاگ رو خيلي دوست دارم چون هر وقت درد و دلي داشتم مي تونستم به بقيه بگم . . .بچه ها من يه روزي كلي آرزو داشتم ، اينقدر آرزو داشتم كه شبها توشون غرق ميشدم . . .
با چه اميد و آرزويي رفتم رشته ي رياضي ، هر شب به اين اميد مي خوابيدم كه يه روز معماري مي خونم تو دانشگاه تهران به يه بي ام و زير پام با مهدي و خلاصه كلي آرزوي ديگه ، تا اينكه مدرسمون كارنامه ي يكي مونده به آخرمون رو داد ، روز بعدش مامانم گفت فرشته بيا مي خوام باهات صحبت كنم ، منم غافل از اين كه قراره همه ي آرزو و به باد بدم نشستم روي مبل ،.
مامانم شروع كرد : « ببين فرشته من مي دونم رشتتو دوست داري ، منم وقتي كوچيك بودم خيلي دوست داشتم برم رشته ي رياضي اما تو بايد ببنيني توانايي شو واقعا داري يا نه؟! اين جوري كه من و بابات داريم مي بينيم ، درسته كه تو همه ي نمره هات 19 و 20 است ولي هر دفعه تو كارنامت يه دونه 16 هم داري و اين نشون ميده كه تو به اندازه ي كافي نمي توني قوي باشي . . .كسي مي تونه دانشگاه تهران قبول بشه كه معدلش 19.70 به بالا باشه ولي تو. . . تو كه مي دوني من و بابات توانايي پرداخت شهريه ي دانشگاه آزاد رو نداريم پس به نظر من اگه نمي توني برو فني و حرفه اي»
اينو كه گفت جلوي چشمام سياهي رفت ، همه چي براي يه لحظه محو شد ، شخصيتم خورد شد و آرزوهام . . .ديگه نتونستم پيداشون كنم. . .بلند شدم و گفتم مامان من هيچ وقت تغيير رشته نمي دم اين چه حرفي بود كه شما زدين؟! بعد هم دويدم تو اتاقم .، نمي خواستم ببينن كه دارم گريه مي كنم به خاطر همين حولمو برداشتم و به بهانه ي حموم رفتن در حمومو بستم و شروع كردم به گريه كردن ، با خودم گفتم اين بود ؟ اين بود اوون همه درس خوندن ؟ اين بود اون همه جون كندن براي نمره ي بيست كه آخرش مادرتم تو رو قبول نداشته باشه؟ اينقدر گريه كردم كه وقتي از حموم اومدم بيرون چشمام شده بود دو تا كاسه ي خون و صدام هم گرفته بود. اما نذاشتم هيچ كدومشون بفهمن چي شده؟
تنها كسي كه واقعا براي زندگي كردن بهم اميد مي داد مهدي بود . . .كه اونم يك روز در ميون و به قول خودش فقط نيم ساعت ميديدم.
بعد از اون ماجرا ديگه زندگي برام بي معني شده . . .آخه واقعا زندگي همينه؟ تلاش واسه زنده موندن؟ همين؟ حالا اگه يكي مثل من توي همچين سني عاشق شد بايد چه كار كنه؟ بميره؟ من نمي گم كار درستي كردم نمي گم زود نيست . ولي مگه تقصير من بود؟ من تا مهدي رو ديدم عاشقش شدم ديگه هم نتونستم ازش دل بكنم. . .
اما همين چند روز پيش بابام اومد توي اتاقم و گفت از مهر به بعد كلاس نمي فرستمت بايد بشيني تو خونه فقط و فقط درس بخوني شوخي كه نيست دانشگاه دانشگاهست . بعد دانشگاه هر كار خواستي بكن.
همش همينو ميگن بعد دانشگاه بعد دانشگاه.بعد دانشگاه . .مهدي حق داره عاشق من نباشه . .اين همه دختر هر روز با دوستاشون اين ور اونورن من يه بارم حق نداشتم از خونه بي اجازه و بدون التماس بيرون برم.
حالا ميبينين بچه ها اونايي كه ميگن تو دلاشون يه عالمه غمه اينو بدونن زندگي پر از غمه . . .بعضي ها غم هاشون كمتره بعضي ها بيشتر اما يادشون باشه كه هيچ وقت مثل من تو تاريكي گرفتار نشن . . .هيچ وقت خودشونو گم نكنن و هيچ وقت زندگي رو تموم شده نبينن
براي من . . .
براي من ديگه هيچ چي وجود نداره. . .
سرتون رو درد نيارم . . .خلاصه از همگي ممنون چه اونايي كه از اول تا آخرش با هام بودن، چه اونايي كه رفيق نيمه راه بودن و چه اونايي كه تازه باهاشون آشنا شدم.
همگي موفق باشن ، همگي شادترين لحظه ها رو داشته باشن ، همگي به آرزو هاشون برسن و همگي عشق رو تجربه كنن . . .شده براي يك بار
اما كلام آخر كه هميشه و همه جا به همه ميگم اينه كه « عاشق كسي بشيد كه لياقت شما رو داشته باشه ، و عاشق واقعي باشيد از ته دل» مثل من كه از ته دلم عاشق مهديم . . .پسري كه تو دنيا همتا نداره
با آرزوي اين كه يه روز ديگه بيام و اين وبلاگ و آپ كنم.
خدانگهدار![]()
راستي من عاشق بارونم . . .هر وقت بارون باريد يه يادي هم از من بكنين


نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت
گلی رو که پشتم قایم کرده بودم رو نوازش کردم و آروم از پشتمم در اوردم و جلوی چشماش گرفتم. . . .صورتی بود. . .یه رز صورتی
داشتم از خوشحالی می مردم. . .یه لبخند زد و گفت میدونی چیه؟ تو هنوز نفهمیدی من از رنگ صورتی خوشم نمی یاد . . .بعد هم گذاشت و رفت
اون گل صورتی هنوز هم روی میزم توی گلدونه چون هنوز هم یادم نرفته چه قدر عاشقش بودم اما اون. . .
اون برای من یه ذره هم ارزش قائل نبود. . .
این رو گفتم که بدونین و حواستون باشه عاشق کسی بشین که لیاقت شما رو داشته باشه

نوشته شده توسط فرشته در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 15:13 موضوع | لینک ثابت
باها ش روي يه صخره ي خيلي بلند نشسته بودم و داشتم دريا رو نگاه مي كردم يهو به ذهنم رسيد ازش بپرسم چه قدر منو دوست داره؟
اما قبل از اين كه اينو بپرسم گفت: اين موج ها رو ميبيني تو مثل دريا ي مني و من هم اين موج هام كه هر چه قدر هم به صخره ها ي سنگي و سخت بر خورد كنم بازم به آغوش عشقم بر مي گردم. . .
سرم و گذاشتم رو شونه هاشو گفتم : من هميشه آغوشمو برات باز نگه مي دارم

نوشته شده توسط فرشته در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 10:44 موضوع | لینک ثابت
صبر کردن دردناکه و فراموش کردن دردناکتر ولی دردناک تر از همه اینه که ندونی باید صبر کنی یا فراموش

نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت
میگم یه سوال؟؟!!
این زندگی چیه همه چسبیدن بهش. . .؟ واسه ی زنده موندن چه کارهایی که نمی کنن؟!!

نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 20:2 موضوع | لینک ثابت
دختر خيلي خو شتيب و خو شگل تو روزنامه اگهي مي ده که يک پسر خيلي خوشگل سفيد با ماشين بنز پولدار و قد بلند که دکتر هم باشد بياد براي خواستگاري. يه پسره سياه و قد کوتاه با ماشين رنو مي ياد در خونه ي دختره ... دختره بهش مي گه تو که اين شرايط نداري براي چي آمدي ؟ یارو مي گه من فقط اومدم بگم دور من يکي رو خط بکش

نوشته شده توسط فرشته در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 15:8 موضوع | لینک ثابت
بچه تر که بودم هميشه فکر مي کردم غم يه چيزه خنده داره که فقط آدم هاي بد بهش مبتلا ميشن مامان بابا اين جوري يادم دادن اما حالا که بزرگ شدم مي فهمم که غم وحشتناک ترين احساس روي زمينه که خودم بهش مبتلا شدم و اون داره با چه نفوذي توي خاطراتم نفوذ مي کنه و تک تک آرزوهامو زير پاش له ميکنه . . .چه ساده بودم بچگي ها . . .راست ميگن که بچه ها معصوم و پاکند . .کاش هميشه همون فرشته کوچولو مي موندم. . .کااااش
نمی دونم چه کار کنم احساس می کنم دارم توی تاریکی فرو میرم . . .خودمو دارم گم می کنم . . .ترسناکه همه چی ترسناکه . . .دیگه از خودم هم بدم می آید. . .همین

نوشته شده توسط فرشته در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت
وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم

نوشته شده توسط فرشته در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
با هر برق چشماش انگار همه ی دنیا از جلوی روم می گذره ![]()
به این میگن عشق واقعی

نوشته شده توسط فرشته در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 22:23 موضوع | لینک ثابت
بچه ها سلام ببخشید من از همه یه خواهشی دارم: اگه میشه همتون دعا کنید معدلم بالای ۱۹.۵ بشه (( خیلی مهمه ها))
مرسی از همه ![]()
نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

مهدي جون از ته ته ته ته ته ته ته قلبم دوستت دارم.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................^^@^^
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY